آزادي عقيده ودموكراسي

 

در حاشيه ي سي و دومين نمايشگاه بين المللي كتاب قاهره (بهمن 1378)، برخورد با كتابي با عنوان: «المرأة بين تحرير القرآن و تقييد الفقهاء» من را به تلاش جهت آشنايي با نويسنده و فضاي فكري اش واداشت. از دوست هم زبان افغاني كه دوره ي دكتراي حقوق را به تازگي در دانشگاه الازهر پشت سر گذاشته است نشاني نويسنده را گرفتم، و بسيار مشتاق بودم تا با نويسنده ي كتاب كه نام خانوادگي اش، نسبت او با استاد شهيد حسن البنا ـ رهبر اخوان المسلمين ـ را به ذهن متبادر مي ساخت ديدار كنم. همراه با هم سفري عزيز از ايران، سوار بر تاكسي دربستي شديم كه راننده اش دانش آموخته ي كارشناسي دانشگاه الازهر بود، خيابان بلند و قديمي الجيش را كه شباهتي تام به خيابان شوش تهران داشت، طي كرديم و پس از جست وجويي يك ساعته نزديك غروب آفتاب، زماني به دفتر ـ «الاتحاد الاسلامي الدولي للعمل» (اتحاديه بين المللي اسلامي كار) كه محل كار جمال البنا است ـ، رسيديم كه ايشان آنجا را ترك كرده بود. ناچار راه آمده را برگشتيم و ديگر فرصت ديدار دست نداد. پس از يك سال (دي ماه 1379) نام استاد جمال البنا را در فهرست مهمانان كنگره ي تجليل از مرحوم «آيت اللّه بروجردي» و مرحوم «شيخ محمود شلتوت» مي بينم. در تماسي تلفني ماجراي سال پيش را برايش تعريف كرده و پيشنهاد گفت وگو به ايشان دادم. ايشان با كمال مهرباني و گشاده رويي موافقت نموده و از آن استقبال كردند. همراه با دوستان ارجمندم عبدالجبار رفاعي و ماجدالغرباوي وارد اتاق استاد در هتل آزادي شديم. استقبال ايشان از ما بسيار گرم و شبيه استقبال پدر بزرگي مهربان و دوست داشتني از فرزنداني بود كه چند سالي آنها را نديده بود. باهم نشستيم و ايشان بسيار خودماني گفت كه: تشريفات نهادِ ميزبان اصرار كرده اند كه براي رفتن به ميهماني آماده شود، اما خود او تمايلي نداشته و نخواهد رفت و گفت وگو با ما را بر هر كاري ترجيح مي دهد.

ادامه نوشته

مقالات

  مقاله كودكان نامشروع و احكام فقهي و حقوقي آنان
 مقاله(تعارض ميان سند وشهادت درحقوق مدني ايران وفقه اماميه)  
مقاله ملاكهايي در پرداخت قيمت ديه